حکمرانی اسلامی در ذیل عبودیت الهی قابل تحلیل است
استاد جامعه المصطفی(ص) با بیان اینکه نمیگویم ساز و کارهای حکمرانی مدرن غلط است ولی ساز و کارهای حکمرانی امامت در ذیل عبودیت تعریف میشود و نظر مردم هم در همین راستا قابل توجیه است، گفت: مادامی که گزینش و انتخاب مردم با اهداف امامتی و هدایتی امام روشن نشده باشد، اولاً تحقق بخش نیست و ثانیاً به رشد و بالندگی، کمال و سعادت انسانی منجر نمیشود و اعتبار آن محل شک و شبهه است.
حجتالاسلام و المسلمین محمدعلی میرزایی، عضو هیئت علمی جامعه المصطفی، دوم آبان ماه در نشست «حکمرانی قرآنی» که از سوی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد، گفت: متأسفانه امامت در تقریر و نظریهپردازی برخی نظریهپردازان اسلامی دچار باطنگرایی منجر به تقلیلگرایی شده است؛ البته این موضوع یکی از دلایلی است که سبب شد تا امامت دقیقاً بر روی ریل قرآنی خود حرکت نکند و در برخی مذاهب اساساً امامت به طور کل از ریل قرآنی خارج شده است.
وی افزود: قرآن هم منبع و هم روش معرفت و پایه نظریه امامت است و هیچ نظریه امامت بدون نظریه امامت قرآنی اعتبار و مشروعیت ندارد و از آن نمیتوان به عنوان نظریه کامل یاد کرد.
میرزایی اظهار کرد: وقتی مشروعیت، منبع معرفت، فلسفه قدرت و تاریخ و جامعه، فلسفه حیات و انسانشناسی و معنای زندگی و دیگر ارکان امامت قرآنی، با حکمرانی مدرن تفاوت و تمایز دارد، میتوان تصور کرد حکمرانی قرآنی با حکمرانی موجود تفاوت بنیادین دارد و ما با چالشهای زیادی در این عرصه مواجهیم.
استاد جامعه المصطفی اظهار کرد: گاهی برخی از نظریهپردازان حکمرانی اسلامی، امامت را آنقدر تقلیلگرایانه تحلیل کردند که ما فاقد قطبنما و ترازی هستیم که بدانیم حکمرانی اسلامی آنان چگونه قصد دارد به اهداف رشددهنده و کلان خود برسد.
وی تأکید کرد: امر حکمرانی باید بر امر الهی بنیان نهاده شود و امر الهی هم اشاره به امر به نجات دارد؛ امر الهی مرجع همه امور و از بالا به پایین و حرکت تنزیلی است و منطق آن این است که امام از بالا به امر الهی حکومت و هدایت میکند. این مرجعیت شامل وجودشناسی و معرفتشناسی هم هست لذا مأموریت امام را باید با این زاویه دید نه صرفاً نگاه حکومت کردن.
آفت تقلیلگرایی برای امامت قرآنی
میرزایی بیان کرد: منطق قرآن شروع از الله است؛ سه هزار مرتبه این واژه در قرآن کریم آمده است لذا امر امامت را نمیتوان از پایین به بالا ملاحظه کرد. اگر کار از خالق و خلقت شروع نشود، ما در تله تقلیلانگاری گرفتار خواهیم شد و گاهی در داخل کشور خودمان هم شاهد این تقلیلها در امر حکومت دینی و امامت هستیم که طرفدار هم احیانا پیدا کرده است. بنابراین تنها راه رشددهی و ارتقا بخشی و مطابق سازی حکمرانی با حقیقت، بازگشت به امامت قرآنی است.
استاد حوزه علمیه با اشاره به سهگانه نبوت، رسالت و امامت، بیان کرد: خدا ابتدا امرش را به نبی خود منتقل کرد و نبی در هر مرتبهای به امر الهی آگاه میشود؛ در مرحله رسالت، این امر به انسانها ابلاغ هم میشود و امامت شأن سومی است که با هدایتگری این امر الهی محقق خواهد شد. امامت امری از بالا به پایین است و ما حکمرانی را باید از مسیر بالا به پایین حرکت دهیم البته نه اینکه ما در جزئیات همه امور باید به امام یا ولی فقیه مراجعه کنیم.
عضو هیئت علمی جامعه المصطفی(ص) با اشاره به لایههای امامت، اظهار کرد: لایه اول امامت، امامت عمومی است و یکی گروهی را به سمت آتش جهنم میبرد و دیگری به سمت امر الهی؛ لایه دوم امامت صالحان است. در اینجا این نکته هم تأکید شود که امامت عقلپایه ابزاری نمیتواند انسان را به اهداف خود برساند. لایه سوم، امامت معصومین(ع) است.
میرزایی با بیان اینکه اگر جریان کلام، جریان امامت را حکمرانانه تقریر کرده بود، صورت مباحث تفاوت داشت، به لایه دیگر امامت اشاره کرد و افزود: لایه چهارم هم امامت انسان فاسق و فاسد است. قرآن امامت را به افراد فاسدی مانند فرعون و نمرود هم تطبیق میدهد و البته امامت صالحان و ائمه و انبیاء را هم داریم؛ در این صورت چرا ما امام خمینی و امام خامنهای را امام ندانیم؟. برخی امامت در قرآن را فقط برای ائمه معصومین میدانند لذا این تقریر را برنمیتابند ولی خدا عام معرفی کرده است.
وی تأکید کرد: ولی امر هم میتواند ولایت شیطانی یا ولایت صالحان و ولایت در راستای امامت حضرت علی(ع) را داشته باشد؛ البته این ولایتها نباید از مرکز گریز پیدا کنند بلکه شبکه امامت و ولایت در قرآن بیان شده است. إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ.
میرزایی با اشاره به تعبیر قرآنی «هاد» در بحث امامت، تصریح کرد: هاد شامل هدایت امامتی در تمامی مراتب است که اعلی مرتبه آن امیرمؤمنان(ع) است. براین اساس، تفاوت بین خدا با رویکرد روانشناسی با خدا با رویکرد معرفتی این است که رویکرد نخست، آرامش دارد و کارکرد وجودی و معرفتی ندارد لذا فهم خالق و کلیت خلق، اولویت معرفتی در نظریهپردازی دارد.
تعابیر حاکم و محکوم مورد پذیرش نیست
وی با بیان اینکه در نگاه حکمرانی امامت قرآنی، اصالت با حیطه وجودی الهی است، اضافه کرد: در حکمرانی مادی حتی اگر اسلامی باشد، سخنی از غایتمندی اخروی نمیکنند و سرانجام آن دنیا با نگاه حداقلی تلقی میشود. انسان وقتی میتواند در امر حکمرانی به حقیقت برسد که دور از مفاسد به فهم حقیقی از آن دست یابد؛ در نتیجه در نگاه قرآن اتصال ناگسستنی انسان و آخرت و خدا به عنوان حقیقت، پررنگ است. در این نگاه، استفاده از تعابیری چون حاکم و محکوم هم مورد پذیرش قرآن نیست.
وی با تأکید بر اینکه حتی عموم مردم هم باید نسبت به آیات ولایت و امامت از جمله: «یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ ۖ فَمَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولَٰئِکَ یَقْرَءُونَ کِتَابَهُمْ وَلَا یُظْلَمُونَ فَتِیلًا» آشنا باشند، اضافه کرد: هر شهروند و مسلمانی بایستی بداند که عاقبتش با افرادی گره خواهد خورد که در ذیل حکمرانی او قرار دارند لذا اگر در ذیل حکمرانی یک انسان الهی باشند، سعادت اخروی نصیب آنان است و برعکس.
استاد جامعه المصطفی(ص) ادامه داد: در حکمرانی مدرن، قالب، قالب دولت ملت و مرزهای کاملاً قراردادی و مشخص است یعنی این مرزها اعتبار اخلاقی، ارزشی و هنجاری پیدا کرده است. ولی در اسلام حدود و مرزهای جغرافیایی مانند دولت ملتهای کنونی نداریم گرچه تأکید شده است که نزدیکان، اقربین و مساکین و … در اولویت قرار دارند.
وی ادامه داد: در مفهوم امت و مؤمنین و اخوت هم این مسئله وجود دارد؛ عنصر ایمان عنصر پیوندزننده و چسبدهنده برای تکمیل اجتماع است یعنی در مفهوم امامت انسانها با پیوندهای مختلف در کنار هم صورتبندی میشوند. در مورد ساز و کار و روش حکمرانی و بحث انتخابکردن و شروط و … هم همه تحت تأثیر امامت و حکمرانی وضعی است.
عضو هیئت علمی جامعه المصطفی(ص) بیان کرد: از منظر نظریه امامت قرآنی، اگر همه مردم هم نظری داشته باشند به معنای مشروعیتبخشی الهی نیست ولی این به معنای آن نیست که حکمرانی الهی امری غیر واقعگرا و غیر قابل تحقق یافتن و عینیت یافتن است یعنی امامت قرآنی است که به اهداف انسانی و ارزشی و منطقی انسانها تحقق میبخشد. امامت از این منظر تنها ضامن تحقق اهداف فطری خالص انسانی و الهی است و حکمرانی در ذیل این نوع امامت، ضمانت هدایت و نجات دارد.
وی افزود: در حکمرانی مدرن یکسری ساز و کار وجود دارد ولی ضمانتکننده نیست. این در حالی است که امامتپایه کردن حکمرانی به معنای بازتولید دکترین و عقیده با نظام معنایی از خدا تا انسان است و تا این نظام معنایی نباشد، امکان تولید حکمرانی اسلامی بر مبنای امامت وجود ندارد و بنده این مسئله را در نظریات ندیدهام و جای حکمرانی قرآنی خالی است.
میرزایی با بیان اینکه نمیگویم ساز و کارهای حکمرانی مدرن غلط است ولی ساز و کارهای حکمرانی امامت در ذیل عبودیت تعریف میشود و نظر مردم هم در همین راستا قابل توجیه است، گفت: مادامی که گزینش و انتخاب مردم با اهداف امامتی و هدایتی امام روشن نشده باشد اولاً تحققبخش نیست و ثانیاً به رشد و بالندگی، کمال و سعادت انسانی منجر نمیشود و اعتبار آن محل شک و شبهه است.
وی تأکید کرد: قرآن کریم، تمکن را شرط تحقق حکمرانی بیان کرده و فرموده است وقتی تمکن پیدا کردید اقامه نماز و امر به معروف و اقامه زکات کنید؛ فلسفه تمکن هم امری نرم و عاقبتاندیشانه با نگاه به آخرت است. اعلی درجه نبوت و امامت هم همین اقامه است.
